تبلیغات
یه دختر کرمونی - سنگینی حرفات!

به سلامتی دلی که هزاربار شکست ولی هنوزم شکستن بلد نیست . . .

سنگینی حرفات!

تاریخ:سه شنبه 30 آبان 1391-21:17 | نویسنده :پرنیان

حرفهایی که به من زدی،خیلی به دلم نشست

اما سنگین بود


سنگینی اش دلم را شکست...!!!






داغ کن - کلوب دات کام
feet pain
یکشنبه 26 شهریور 1396 23:00
I am actually happy to glance at this webpage posts which contains tons of useful data, thanks for
providing these information.
ivanareichenbach.jimdo.com
چهارشنبه 18 مرداد 1396 13:04
Do you have any video of that? I'd love to find out more details.
معصومه
پنجشنبه 2 آذر 1391 10:21
سلام مهندس
منم مهندسم
. خوشحالم از اشناییت.

تسلیت برای محرم
بشار
چهارشنبه 1 آذر 1391 09:02

باد ها عطر خوش سیب تنش را بردند

زخم ها لاله ی باغ بدنش را بردند

نیزه‏ ها بر عطشش قهقهه سر مى‏دادند

خنده‏ ها خطبه ی گرم دهنش را بردند

این عطش یوسف معصوم کدامین مصر است

که روى نیزه بوى پیرهنش را بردند؟

تا که معلوم نگردد ز کجا مى‏آید

اهل صحراى تجرد کفنش را بردند

دشنه‏ ها دور و بر پیکر او حلقه زدند

حلقه‏ ها نقش عقیق یمنش را بردند

چهره‏ ها یا همه زردند و یا نیلى رنگ

شعله‏ ها سبزى رنگ چمنش را بردند

بت پرستان ز هراس تبر ابراهیم

جمع گشته تبر بت شکنش را بردند

باد ها سینه زنان زودتر از خواهر او

تا مدینه خبر سوختنش را بردند

یوسف، آهسته بگوئید نمیرد یعقوب

گرگ ها زوزه کشان پیرهنش را بردند


taroot reder
سه شنبه 30 آبان 1391 21:35
زیبا بود اگر به تاروت علاقه داری یه سری بهم بزن
Ami
سه شنبه 30 آبان 1391 21:30
pممنون که سر زدی
پاسخ پرنیان : هنوز که سر نزدم ولی خواهش میکنم! :D
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر




Admin Logo
themebox Logo
آپلود عکس
تصاویر زیباسازی وبلاگ

انواع کد های جدید جاوا تغییر شکل موس